سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و ولادت امام محمد باقر علیه‌السلام

شاعر : محمد مبشری
نوع شعر : مدح و ولادت
وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
قالب شعر : مربع ترکیب

چـشـم‌هـا در پـی دیـدار بـه گــردش آیـد            ذرّه چون گـشـت پـدیـدار به گـردش آید

دیـده‌هـا در طـلـب یــار بـه گـردش آیــد            آسـمـان گـشـتـه چو دوّار به گـردش آید


گرچه در اوج سـما این همه اَنجم داریم

ما نظـر سـوی تو ای دلـبر پـنجـم داریم

نفحه‌ای می‌رسد از کوی تو ای حضرت دوست            سجده آریم به ابروی تو ای حضرت دوست

دل ما آینه‌ای سوی تو ای حضرت دوست            قبلۀ ماست گل روی تو ای حضرت دوست

تا هلال رجـب از شـرم تو گـردید نهان

اول مـاه خــدا، مـاه خـدا گـشـتـه عـیـان

مـاه‌رویی ز جـنان غنچـۀ گـلـفـام رساند            جـبرئـیل آمد و از لعـل لـبت جام رساند

بر همه اهل سـمـاوات چـنین کام رساند            جابـر از سوی نـبی آمد و پیـغـام رساند

ز محـمـد به محـمـد چه سـلامـی برسید

نـور آمد به سوی ماه ز سـوی خورشید

نه فـقـط بهر نـبـی آرزوی ما همه است            ذکر دیدار رخت بر لب ما زمزمه است

نام تو اول عشق است و بر آن خاتمه است            حسن رخـسارۀ تو پرتو دو فـاطمه است

بر حرمخانۀ عترت شده‌ای نور دو عین

تو هم از نسل حسن هستی و هم نسل حسین

مــهــر تـو قـلـب مـرا ســوی اِلـه آورده            دست دل را بگرفته‌ست و به راه آورده

ســایـۀ روی تـو آئـیـنـه چـو مــاه آورده            عـلـم و دانـش به حـریـم تـو پـنـاه آورده

تـو شـکـافــنـدۀ هـر ذرۀ دانـش هـسـتـی

تو روایتـگـر هر لـوحـۀ بـیـنـش هـستی

به کریـمان جهان جود و کـرم داری تو            فیض از سوی خـدا بهـر عـدم داری تو

به دو صد همچو مسیح آیه و دم داری تو            به دلِ عـاشـق دل، خسته حرم داری تو

نـه بـقـیـع اسـت فـقــط بــارگــهِ آرامـت

همـۀ عـالـم هـسـتـی است اسیر و رامت

آسمـان خـم شده تا بـوسه زند بر دسـتت            اهل عرش‌اند همه عاشق و مات و مستت

جـمـلۀ حـور و ملک هـم‌قـدم و پـابستت            واسطه فـیـض خـدایی و فـدایش هـستت

جلـوۀ حُـسن تو آئـیـنه و مـرآت خداست

نـام تو ذکر خـدایی و مـنـاجات خداست

کـعـبه هستی و شده کعـبـۀ دل خال لبت            قـبله هستی و شده قـبلـۀ جان نـور شبت

قـدسـیان مـات شدند از کـرم و از ادبت            من چه گویم ز خصال و ز کمال و نَسَبت

گفتن از مدح و ثنایت به خدا کار خداست

شرح اوصاف تو آئینه‌ای از صدق و صفاست

بی‌تـو نـابـود شوم بی‌تـو فـرامـوش شوم            با تو از خویش جدا گردم و بی‌هوش شوم

ز ثـنـایت همه دم واله و مـدهـوش شوم            بهتر آن است که از مدح تو خاموش شوم

من فقـط ذکر تو می‌گـویم و هستم یادت

گوشه چشمی به سویم کن که شوم دلشادت

نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما با توجه به وجود ایراد یا ضعف محتوایی و معنایی در مصرع دوم بیت؛ پیشنهاد می‌کنیم به منظور رفع ایراد موجود و همچنین انتقال بهتر معنای شعر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید؛ زیرا کلمه دام دارای بار منفی است و شایستۀ اهل بیت نیست



نـه بـقـیـع اسـت فـقــط بــارگــهِ آرامـت            همـۀ عـالـم هـسـتـی است اسیر و رامت